شهیدستان کرج

یادمان شهدا و رزمندگان دبیرستان شهدای انقلاب

شهیدستان کرج

یادمان شهدا و رزمندگان دبیرستان شهدای انقلاب

سلام خوش آمدید
آمبولانس شتری

«آمبولانس شتری؛ دار و دسته‌ی دارعلی» مجموعه طنزی با موضوع دفاع مقدس به قلم اکبر صحرایی و تصویرگری مسعود کشمیری است: «...توی غلظت سیاهی نیمه شب، کمرکش ارتفاع مرزی ملخ خور، به چارسو کله می‌کشم. از بس به لایه‌های تاریکی زل می‌زنم چشمانم می‌سوزد. کلاه کاموایی را از روی گوش چپم بالا می‌زنم و هورۀ باد و سرما زیاد می‌شود. دست روی جعبۀ نارنجک توی سنگر کمین می‌مالم: «سنگر لو رفته. خدا لعنتت کنه شاپور! ریختیم به هم. حوری هوایی... زمینی! راست راستی خواهرشه؟! باید هوشم به دره باشه.» آهسته گلنگدن کلاش قنداق تاشو را عقب می‌آورم و گوش می‌خوابانم به صدای ریزش سنگ‌ها: «عراقیا! سنگر رو دور بزن... اول کَلِک خودم رو می‌کنن، بعد هم بچه‌های گردان رو.» از عمد، پا رو دمم گذاشت و با جفت و جور کردن قصۀ حوری کُفرم را درآورد و زد به چاک.»

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
شهیدستان کرج

"گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج سی ساله امام سجّاد علیه الصّلاة والسّلام و رنج چندین ساله زینب کبری علیهاسلام از این قبیل است. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم همه ائمّه علیهم‌السّلام تا دوران غیبت، این رنج را متحمّل شدند. امروز، ما چنین وظیفه‌ای داریم. البته شرایط امروز، با آن روز متفاوت است. امروز بحمداللَّه حکومت حق - یعنی حکومت شهیدان - قائم است. پس، ما وظایفی داریم."

آخرین نظرات