سلام. من در سال ۱۳۶۱ وارد دبیرستان شهدا ی انقلاب اسلامی شدم. با توجه به اینکه علاقه زیادی به اجرای نمایش و سرود داشتم در گروه تئاتر و سرود دبیرستان که زیر نظر انجمن اسلامی اداره میشد عضو شدم. این مطلب زمینه ای بود که با دو هنرمند عزیز شهید حسن محمودی و مسعود فاتحی آشنا شوم. با تاثیر زیادی که این دو شهید بر من گذاشتند حضور فعال در نماز های جماعت و جمعه را آغاز کردم. اما پس از مدت کمی که از آشنایی ما می گذشت حسن محمودی و مسعود فاتحی به جبهه اعزام و پس از مدت کمی خبر شهادت حسن محمودی به ما رسید. شهادت ایشان باعث شد که من در بسیج ثبت نام نموده و پس از مدتی به آموزش نظامی و جبهه اعزام شوم.
ارسال نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیانثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
"گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج سی ساله امام سجّاد علیه الصّلاة والسّلام و رنج چندین ساله زینب کبری علیهاسلام از این قبیل است. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم همه ائمّه علیهمالسّلام تا دوران غیبت، این رنج را متحمّل شدند. امروز، ما چنین وظیفهای داریم. البته شرایط امروز، با آن روز متفاوت است. امروز بحمداللَّه حکومت حق - یعنی حکومت شهیدان - قائم است. پس، ما وظایفی داریم."